تبليغاتX
روزهای به شکل L

 

 

نام و نام خانوادگی

 من و پسرم دوست ديگری نداريم. پسرم توی دبيرستان با کسی رفيق نيست؛ هيچوقت نشده يکی از دوستانش را به خانه بياورد و او را به من معرفی کند. از سالها پيش همينطور بوده. يکی دو بار تصميم گرفته بودم برايش دوستی چيزی جور کنم ولی نشد. نه غايب می کند که بخواهد از کسی جزوه بگيرد و نه اهل ورزش و تفريح است. من شايد اوضاعم از او بدتر است. برای خودمان البته بد نيست. ديگران شايد فکر می کنند ما بدبختيم يا يک جور زندگی بی ريختی داريم. ولی ما خودمان، وقتی او دارد ماهواره نگاه می کند و من مجله می خوانم، چند باری به هم نگاه می کنيم و لبخند می زنيم و اين به نظرمان بدبختی نيست.

    ...........

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 13:17  توسط مرتضی بیاره  |